السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

24

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

صفويه خاندانى بودند كه إيران را بار ديگر ملّتى قائم به ذات ، متّحد ، توانا وواجب الاحترام كردند ومرزهاى اين كشور را به حدود امپراتورى ساسانى رسانيدند . » « 1 » از جمله ويژگيهاى بارزى كه در دوران سلطنت 228 سالهء سلسلهء صفويه بالأخصّ در دورهء شاه عبّاس اوّل - معاصر با ميرداماد - به چشم مىخورد مىتوان به موارد ذيل اشاره كرد : 1 . امنيت ، اقتدار ووحدت ملّى : همان گونه كه گذشت پس از شكست ساسانيان توسّط تازيان مسلمان ، إيران جزئي از قلمروى حكومت نوبنياد اسلامى گرديد ؛ وپس از آن هر از گاهى بخشي از مناطق جغرافيايى إيران به دست حاكمان إيراني افتاد . « بعد از آن ، دور چيرگى تركمانان سلجوقى وهنگامهء ايلغار مغول وتاتار فراز آمد تا كردند آنچه تازى نكرد وبردند آنچه غز وكيماك وقراختاى وقفچاق نبرد ! پس از آنها فرماندهان پراكندهء بدفرجام وسپس جبّار خون‌آشام جغتايى ، سرزمين إيران را در زير سمّ اسبان خود كوفتند وآن‌گاه فرزندان آن ستمكار به بادافراه بدكاريهاى پدر گرفتار شده به جان هم افتادند ودوره‌يى نو از گيرودار وستيزه وپيكار پديد آوردند وتركمانان سپيد گوسپند وسيه گوسپند نيز در اين ترك جوشيها با آنان يار شدند تا سرانجام شاه إسماعيل صفوى به دستيارى سرخ كلاهان اين سدّ سديد را شكست وحكومت إيران را به دست پادشاهانى از اعقاب خود داد كه هر كه وهر چه بودند از درون إيران برمىخاستند وبر همهء سرزمين تاريخي إيران فرمانروايى داشتند . » « 2 » البتة آغاز سلسلهء صفوى طبيعتا همراه با ناامنى وآشوب ياغيان وسركشان بود . امّا بتدريج كه با قلع وقمع حكومتهاى منطقه‌اى ، نظام صفوى استقرار يافت ، امنيت ووحدت ويكپارچگى ملّى بر سرزمين پهناور إيران حكمفرما شد . عامل ورمز اساسى اين كاميابى نيز - افزون بر لياقت وكاردانى شاهان صفوى - چيزى

--> ( 1 ) . تاريخ أدبيات ، ادوارد براون ، ص 1 . ( 2 ) . تاريخ أدبيات در إيران ، ج 1 / 5 ، ص 64 .